



کنترل ذهن خوزه سیلوا مجید پزشک نسل نواندیش
ابعاد
رقعی
نوع جلد
شوميز
تعداد صفحات
365
نوع کاغذ
سفید
کتاب «کنترل ذهن (تکنیکهای رسیدن به سطح موفقیت ذهنی)» اثر مشترک خوزه سیلوا و برت گلدمن، بمنظور پاسخ به یک مسئلهی انسانی است: چگونه میتوان بر اسب چموش ذهن لگام زد؟ نویسندگان در این اثر، برخلاف بسیاری از متون روانشناسی که تنها به توصیف حالات روحی میپردازند، رویکردی کاملا مکانیکی و عملیاتی را پیش میگیرند. خوزه سیلوا که پیشینهای در تعمیرات رادیو و الکترونیک دارد، مغز انسان را نه یک راز سربسته، بلکه سیستمی با قابلیت تنظیم فرکانس میبیند که اگر درست هدایت نشود، سوار خود را به زمین خواهد کوبید.
در کتاب به مسئلهی «مدیریت ورودیها و خروجیهای ذهن» مواجه میشویم. نویسندگان استدلال میکنند که جهان بیرون، بازتابی از رویدادهایی است که پیشتر در جهان ذهن رخ داده است. آنها برای تشریح چگونگی تغییر احساسات، از یک مقیاس دوقطبی بهره میبرند؛ مقیاسی که در یک سوی آن خشم قطب منفی و در سوی دیگر لذت قطب مثبت قرار دارد. نکته کلیدی که سیلوا مطرح میکند، وجود یک «منطقه خنثی» در میانه این مقیاس است. او توضیح میدهد که عبور از خشم به لذت یک جهش آنی نیست، بلکه فرایندی است که باید از وادی بیتفاوتسازی و منطق عبور کند.
یکی از بخشهای حائز اهمیت کتاب، الگوریتمی است که نویسندگان برای حل مسئلهی شادمانی ارائه میدهند. آنها با رد کردن تعریفهای شاعرانه و انتزاعی از خوشبختی، یک پروتکل پنج مرحلهای کاملا شفاف را پیش پای مخاطب میگذارند: «لذت بردن، دوری جستن، تغییر دادن، پذیرفتن و در نهایت تغییر نگرش». این ساختار نشان میدهد که متد سیلوا به دنبال ارائه یک فرمول ریاضی برای زیستن است؛ فرمولی که در آن اگر نمیتوانید متغیرهای بیرونی را تغییر دهید، باید کدنویسی ذهنی خود یا نگرش را بازنویسی کنید.
خوزه سیلوا که خود را یک فراروانشناس خودآموخته میداند، در این کتاب حاصل آزمایشهای تجربی خود بر روی ضریب هوشی و امواج آلفای مغزی را به اشتراک گذاشته است. او که سواد آکادمیک کلاسیک نداشت، با نگاهی تجربی دریافت که ذهن در حالت استراحت و فرکانسهای پایین (آلفا) کارایی بیشتری برای یادگیری و حتی ادراک حسی موثر (ESP) دارد. این نگاه باعث شده تا کتاب پر از تمرینهایی باشد که هدفشان بیدار کردن ظرفیتهای خفتهی نیمکره راست مغز است.
در مجموع، «کنترل ذهن» کتابی است که مخاطب را با مسئولیت سنگین «خلق واقعیت» روبرو میکند. نویسندگان بیان میکنند که داراییها و اتفاقات بیرونی به خودی خود خنثی هستند و این ذهنیت ماست که به آنها بار معنایی میدهد. اگر به دنبال اثری هستید که به جای نصیحتهای کلی، نقشهای مهندسیشده برای تربیت ذهن و استفاده از نیروی بیکران آن ارائه دهد، این مجلد میتواند راهنمایی دقیق برای عبور از آشفتگیهای فکری و رسیدن به انضباط درونی باشد.