


جهان بورژوازی متأخر نادین گردیمر علی صنعوی ناهید
ابعاد
رقعی
نوع جلد
شوميز
تعداد صفحات
176
نوع کاغذ
سفید
رمان کوتاه "جهان بورژوازی متاخر" که نادین گوردیمر در اوج نظام آپارتاید آفریقای جنوبی در سال ۱۹۶۶ منتشر کرد، با بیرحمیای سرد و بیتزلزل، پرسشی بنیادی را در دل خواننده میکارد: در جهانی که نابرابری نهادینه شده و مقاومت مسلحانه تنها پاسخ باقیمانده است، لیبرالیسم بورژوایی چه معنایی دارد؟ راوی داستان، الیزابت، زنی سفیدپوست، تحصیلکرده و از طبقه متوسط ژوهانسبورگ است که پس از دریافت تلگرامی با این مضمون که همسر سابقش مکس، خود را کشته، به سفری درونی و تراژیک در طول تنها یک روز فرو میرود-روایتی که به طرز تلخی یادآور بیگانه کامو است، اما اینبار در بستری اجتماعیـسیاسی. مرگ مکس، انقلابی سابقی که پس از سالها زندان و شکنجه، به همکاری با دولت تن داده و نهایتا خود را در دریا غرق کرده، سایهای بر زندگی الیزابت میاندازد؛ نه از آنرو که هنوز دوستش دارد، بلکه از آنرو که مرگ او بهسان آینهای، بیعملی، ترس و امتیاز نانوشتهی خود او را عریان میسازد. سفر ذهنی الیزابت، با زبانی خویشتندار و نثری دقیق، از خاطره به خاطره، از مواجهه با پسرش تا گفتوگویی گذرا با یک آشنای سیاهپوست، از تعارفات به تلخی یک اقرار نانوشته، حرکت میکند و بیآنکه فریاد بزند، فاجعه را زمزمه میکند. در این رمان، نادین گوردیمر با جسارت، لیبرالیسم سفید را از درون میشکافد. مکس سازشکار و نهایتا ازخودبیگانه، و لیز متفکر اما فلج، دو روی یک سکهاند: هر دو زمانی با آرمانها دست دادهاند، اما نهایتا یکی تن میدهد و میمیرد، دیگری کنار میکشد و زنده میماند-در آسایش طبقهای که از سیستم تغذیه میکند و با «کمک مالی به PAC» وجدان خود را التیام میبخشد. لحن روایی گوردیمر، که به عمد تهی از شور و احساس است، همدستی را بازتاب میدهد؛ خشکی روایت، نتیجهی انتخابی استایلیستی نیست بلکه بازتاب نوعی فروبستگی اخلاقیـروانی است. رمان با عریانی بیدفاع نگاه گوردیمر، سقوط اخلاقی طبقه متوسط سفید را نه تنها توصیف، بلکه افشا میکند؛ بورژوازیای که دغدغه عدالت دارد، اما حاضر نیست از راحتیاش بگذرد. جهانی که او ترسیم میکند، جهان «فقید» است-نه تنها به معنای دنیایی که از دست رفته، بلکه دنیایی که مستحق مردن است. عنوان رمان، از این منظر، دوپهلو و تکاندهنده است.
با تمام اختصارش، "جهان بورژوازی متاخر" یکی از سیاسیترین، متراکمترین و افشاگرانهترین آثار گوردیمر است. قدرت آن در سکوتش است، در تأملات بیاشاره، در غیبت عمل. و دقیقا به همین دلیل، سالها در آفریقای جنوبی ممنوع ماند. این رمان، آینهای است در برابر وجدان سفید؛ در آن، حتی همدلی اگر به عمل نرسد، به گناهی خاموش بدل میشود.