دستهبندی: سینما، تئاتر
ابعاد:رقعی
نوع جلد:شوميز
تعداد صفحات:130
نوع کاغذ:سفید


260,000 20%
ابعاد
رقعی
نوع جلد
شوميز
تعداد صفحات
130
نوع کاغذ
سفید
این کتاب یک نمایشنامۀ فلسفی است که بر اساس فَنّ دیالکتیک و به شیوۀ رسالههای افلاطونی، در بیستویک صحنه (پَرده) نوشته شده است، که در آن شخصیّتهای داستان دربارۀ مسائل گوناگون با یکدیگر گفتگو میکنند.
نام کتاب دارای دو سویه است:
سویۀ یکم دَربَر دارندۀ همان معنای معمولی است که از آن برمیآید؛ «سرگذشت» به معنای سرنوشت، و «خدا» به معنای آفریدگار، که روی هم به معنای ماجراهای زندگی خداوند است. ولی از آنجا که خدا شخص نیست، بنابراین پرسش این است که این ماجراها کجا و چگونه اتفاق افتاده است و دربارۀ کیست؟ و سویۀ دوم بر اساس پاسخگویی به این پرسش است.
در سویۀ دوم، «سرگذشت» به صورت استعاری، به معنای چیزی است که از سَر (ذهن) گذشته است، مانند یک فکر یا اندیشه یا یک پندار، و «خدا» به معنای لُغَویِ خودآینده است. و روی هم یعنی اندیشه یا پنداری که به صورت خودآینده و خودبهخود بر ذهن گذشته است، و فعلِ «گذشتن» نیز اشاره به گوناگونی اندیشهها دارد، چرا که اَذهانِ مردمان گوناگون است و در رابطه با موضوعات مختلف، دیدگاههای متعددی نیز وجود دارد، که برخی موافقِ هم، و برخی نیز مغایر و متضاد یگدیگرند.
اين نمايشنامه که با شخصيتهاي «خدا، پادشاه آفرينش»؛ «روح، شاهزاده آفرينش»؛ «عشق، ملکه قلمرو دانايي»؛ «وين، ملکه گستره رنج»؛ «حکمت، ملکه جايگاه ثروت»؛ «آزادي، وزير مشاور عاليمقام پادشاه»؛ «رؤيا، دختر آزادي»؛ «قدرت، فرمانده سپاه آفرينش»؛ «ذهن، دختر قدرت» و «زمان، جادوگر و مشاور قدرت» به روي صحنه ميرود تجسمي از آفرينش و کمال هستي است. پادشاه، خيال خود را ميان سه ملکه خود «تثليث» نمود تا به آگاهي رسيده و بارور شوند و سپس ملائک را به يکديگر ميسپارد تا در ثلث خود به تعادل برسند. وقتي چنين نميشود آزادي به مأموريتي شگرف فرستاده ميشود و... .