




سلطانیزم علیه بوروکراسی علینقی عالیخانی لوح فکر
ابعاد
رقعی
نوع جلد
شوميز
تعداد صفحات
398
وزن
458
کتاب «سلطانیزم علیه بوروکراسی» دربردارنده خاطرات و تحلیلهای علینقی عالیخانی، یک بررسی بیپرده از تضاد تاریخی میان قدرت مطلقه و ساختار اداری در ایران است. محور اصلی مباحث این اثر، تقابل همیشگی دربار و دیوانسالاری را به تصویر میکشد؛ تقابلی که در آن، نهاد سلطنت از قدرتگیری بوروکراتهای کارآمد هراس دارد و با انواع دسیسهها، اشخاصی چون امیرکبیر، مصدق و خود عالیخانی را به حاشیه میراند. عالیخانی که با حمایت اولیه شاه به وزارت اقتصاد رسید، در نهایت زیر فشارهای مداوم همین نهاد استبدادی ناچار به کنارهگیری شد.
آنچه این کتاب را به یک سند سیاسی و تاریخی مهم تبدیل میکند، صراحت راوی در شکستن تصاویر بینقص از حکومت پهلوی دوم است. در روزگاری که برخی رسانهها سعی در تطهیر بیقیدوشرط گذشته دارند، عالیخانی به عنوان یکی از مدیران ارشد همان سیستم، پرده از فساد گسترده اطرافیان شاه، مداخلات بیپرده سفیران خارجی و فضای بسته سیاسی برمیدارد. او با ذکر نام اشخاص و جزئیات دقیق، نشان میدهد که دستاوردهای توسعهای آن دوران، محصول معجزه یا لطف ملوکانه نبود، بلکه نتیجه زحمات و ازخودگذشتگی مردانی بود که در برابر استبداد رأی سلطنت، برای آبادانی کشور تلاش میکردند.
مسائل اقتصادی مطرح شده در کتاب، شباهت عجیبی با بحرانهای امروز ایران دارد و همین مسئله ارزش مطالعاتی اثر را بالا میبرد. عالیخانی به شکلی دقیق، اشتباهات راهبردی دهه پنجاه را میشکافد؛ از بیتوجهی به عدالت منطقهای و تمرکز بر تهران گرفته تا وسواس بیمارگونه حکومت برای سرکوب دستوری قیمتها به جای مهار واقعی تورم. ورود درآمدهای سرشار نفتی در آن زمان، اقتصاد ایران را به بیماری هلندی مبتلا کرد و دولت با تثبیت نرخ ارز و تشدید واردات، ضربه سنگینی به پیکره تولید زد. علاوه بر این، غفلت از آموزش فنیوحرفهای، توجه افراطی به پروژههای عظیم صنعتی و بیتوجهی محض به مسائل محیطزیست و بحران آب، از دیگر خطاهای استراتژیک آن دوره است که در این اثر مورد واکاوی قرار میگیرد. بخش دیگری از کتاب به دوران پرالتهاب ریاست عالیخانی بر دانشگاه تهران میپردازد. او در این دوره دست به تغییرات ساختاری زد و اساتید ضعیف را کنار گذاشت، اما مواجهه با اعتراضات دانشجویی بر سر مسائلی چون افزایش قیمت بلیت اتوبوس و متعاقب آن استقرار پلیس در صحن دانشگاه، در نهایت به استعفای او انجامید. این رویدادها نشاندهنده بنبستهای عملی یک مدیر تکنوکرات در ساختاری است که تحمل استقلال نهادهای مدنی را ندارد.
در این کتاب، با دو جریان تحریفگر رسانهای نیز مقابله میشود؛ جریانی که تمام دوران کاری عالیخانی را به حضور در ساواک و ارتباط با اسرائیل تقلیل میدهد و جریان دیگری که با مصادره به مطلوب، تلاش میکند از او یک چهره مدافع اقتصاد بازار آزاد بسازد. در حالی که سیاستهای اقتصادی او در دهه چهل، در بسیاری از موارد در تضاد صریح با اصول بازار آزاد بود. «سلطانیزم علیه بوروکراسی» تلاشی جدی برای ترمیم گسست تاریخی میان نسلهاست تا تجربیات و خطاهای حکمرانی گذشته، بدون سانسور و سوگیری، مورد بازخوانی و تحلیل قرار گیرد.